برای ماه‌مان


این روزها نه وبلاگ می‌خوانم و نه تلویزیون نگاه می‌کنم و نه رادیو گوش می‌‌دهم .... چشم‌ها و گوش‌هایم را بسته‌ام و اگر هم چیزی از دستم در برود و یاد روز مادر بیندازدم با قدرت پلک‌هایم را روی هم فشار می‌دهم و روی درد سوزاننده تیغه بینی‌ام تمرکز می‌کنم ... تا ده می‌شمارم و به چیزهای خوب فکر می‌کنم ..... به ناهاری که می‌خواهم بپزم .... مانتوی جدیدی که خریده‌ام ..... پسرک که این هفته مجری برنامه صبحگاه مدرسه است ......آن وقت درد از بین می رود ... و من یادم می‌رود که امسال مادر ندارم .

داستان عجیبی است . غم و شادی به هم آمیخته ... یک طرف شور و شوق کودکی که برایت کارت تبریک دست‌ساز درست می‌کند و یواشکی با پدرش برنامه خرید گل و هدیه می‌گذارد و این طرف غم و اندوه دختری که دیگر مادر ندارد .... و این عریان‌ترین و بی‌رحم‌ترین واقعیت زندگی من است .

پارسال روز مادر که آمد ، تمام سعی ام را کردم چیزی ننویسم دل کسی بسوزد ... یا به یاد دردهایش بیفتد ..... می‌ترسیدم چیزی بنویسم و سال بعد خودم توان خواندنش را نداشته باشم ... به روشنی می‌دانستم درد تمام سال‌های بعد را .... نوشته بودم اگر مادرتان در آسمان‌هاست سعی کنید این روز را با شادی سپری کنید که دیدن شادی فرزندان بهترین هدیه است برای روح مادران ....

چه جمله مزخرفی .... این روز را شاد باشید ... مگر می شود ؟ الی جان توانستی ؟ اگر توانستی به من هم یاد بده هنرت را ... من بسیار بی‌هنر شده‌ام این روزها ......

روزت مبارک ماه‌مان ........ این روز و همه روزها تا ابد با یاد تو متبرک باد .... صبح چهارشنبه به زیارتت خواهم آمد و برایت یاسین خواهم خواند .... تا برسم به " سلامُ قولاً من ربٍ الرّحیم " و ده‌ها بار تکرارش کنم : سلام خدای مهربان بر تو باد ..... سلام خدای مهربان بر تو باد ........ سلام خدای مهربان بر تو باد ........

/ 106 نظر / 125 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزي

نازنين جون خداوند بزرگ روح پاك مادر مهربونتو قرين رحمت خويش قرار دهد. روزت مبارك عزيزم.

دخترک پاییز

نازنینم، خدا سایهء تو و همسرت رو بالا سر پسری، سلامت حفظ کنه... روزت مبارک مامانی [ماچ] میدونم هر چی بگم، نمیتونم گوشه ای از غمت رو درک کنم... فقط میخوام بگم مطمئن باش مامان بزرگوارت این روزها از همه بیشتر کنارته و منتظر تبریک گفتنت... روحش شاد و همیشه در آرامش باشه. میبوسمت و وقتی رفتی سر مزارش، سلام و تبریک ما رو هم براشون ببر. [گل]

رامونا خانوم

نازنینم، می دونم که دردت به این زودی ها تسکین یافتنی نیست. اما با این فکر به خودت آرامش بده که اینهمه خدمت مادر کردن لیاقت و توفیق میخواد که خدا رو شکر تو داشتی. با تمام توان و ظرفیتت به مادرت توی روزهایی که به تو احتیاج داشت خدمت کردی. این توفیق رو به هر کسی نمیدن عزیزم. خدا پدرت و همسرت رو برات نگه داره و همه عزیزانت رو. روزت مبارک.

مریمی

س ک و ت... مامانت بهشتیه..شک نکن..[گل]

nona

vaghean nemidoonam chi begam motasefam nazanin jan babate in sharayet ishala khoda azizaneto barat hefz kone[گل]

یاس

عزیزم روزت مبارک و روح مادرت شاد . مطمئنا نمی شه فراموش کرد که او نیست . نمی تونم چیزی بگم که کمی از درد و رنجت رو کم کنه . اونهم تو چنین روزی . ولی مطمون باش مادرت شاهد رفتار توست و دوست داره که شماها رو شاد ببینه . برات ارزوی ارامش دارم .

سپیده

سلام نازنینم . شرمنده یک چند روزی دسترسی به نت نداشتم با تاخیر روزتون مبارم . روح مادرتون شاد . ان شاءا... که سفر خیلی خوبی داشته باشین .

یاسمن

نازنین جان روزت مبارک....خدا مادرتونو غرق در رحمت خودش کنه...انشالاه..[گل] البته اینو 4شنبه فرستادم..طبق معمول نرسیده[سوال][نگران]

سمیه

[گریه] غمی که امسال من برای دهمین بار در روز پدر تجربه ش خواهم کرد

ندا

سلام 2 روزه شما رو میخونم عاشقت شدم انگار خودم تو وبلاگت میبینم میخوام برای مادرت برای روحش برای تربیت کردن نازنینی چون شما قرآن بخوانم[گل][قلب]من ندا 9 ساله ازدواج کردم و یه بسر 5دارم.نوشته هات منو تکون داد .....

Whoops, looks like something went wrong.