کنار تو درگیر آرامشم

دقت کرده اید اگر بی حوصله و غمگین باشید همه مشکلات زمینی و آسمانی انگار با هم نازل می شوند سرتان ؟

این هفته ای که گذشت مادرم مشغول شیمی درمانی بودند . از شنبه تا چهارشنبه . 2 روز از این 5 روز نوبت من است که مادر را ببرم و انجا مراقبش باشم و برش گردانم ... طی این دو روز انقدر آدمهای مختلف با دردها و رنجهایی به مراتب عمیق تر و گزنده تر می بینم که دروغ نیست اگر بگویم درد مادر را از یاد می برم ....

هورمونهای شورشی و درد مچ دست و کم خونی و سرگیجه را هم به این ملغمه اضافه کنید تا دستتان بیاید چه اوضاع قمر در عقربی داشتم من !

دیروز هم که واویلا !!! چند خط دلنوشته و یک لینک از دوست نازنینم کامنتدونی خصوصی این وبلاگ را به فحش و فضیحت کشاند ! نمی دانم چرا بعضی از دوستان فکر کرده بودند که من مطلب را بی اجازه نوشته و اسرار دوستم را فاش کرده ام ... اگر طی این 3-2 ماهی که اینجا می نویسم , مرا نشناخته باشید و اخلاق مرا ندانید که من دیگر باید بروم سرم را بگذارم و بمیرم ....

اما بالاخره ساعت آرامش می رسد ... طرفهای ساعت 8 شب که وقت آمدن همسرم است دلم آرام می گیرد ... می دانم وقتی بیاید طوفان می ایستد ... می آید و من به ساحل امن نجات می رسم ...

 موقع خواب که می شود کورمال کورمال می خزم در آغوشش ... چانه ام را بالا می گیرد و می پرسد که چرا غمگینم ...

هیچ ... هیچ اتفاق خاصی نیفتاده ... فقط می خواهم با صدای قلبت به خواب بروم ... گرمای نفس هایت پخش شود روی موهایم ... همین که تو هستی خوب است ... همین که به این آغوش و به این نفس اعتماد دارم برایم کافی است ... تمام آرامش جهان را جمع کرده ای اینجا برای من ...

پروردگار من ... کاش مخلوقاتت را بدون آپشن امکان خیانت می آفریدی ... باور کن اینطوری دنیایی که خلق کردی جای بسیار بهتری برای زندگی می شد .... آنوقت هر مرد و زنی جای امنی داشت برای اینکه سرش را بگذارد و ارام بگیرد ... چنان آرام بگیرد که اگر در همان لحظه جانش را هم بگیری , هیچ آرزویی در دنیا نخواهد داشت ...

/ 26 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

من نظر داده بودماااا کوشششششش؟![متفکر][نیشخند] دوباره میدهیم اینکه ناراحتی نداره![نیشخند][عینک] اون آرامشه به همه ی دنیا می ارزه! زاستی آپ شدم![چشمک]

فاطمه اورجینال

نازنین انقدر از اختلافات زناشویی میخونم که یه وقتهایی دلم میخواد همممیسه تو آرامش خونه ی پدرم زندگی کنم... همین دیروز تو 3تا وبلاگ ماجرای 3تاخیانت رو خوندم![خنثی] چه خوبه که گاهی شماها از خوبی همسراتون مینویسید...پستت تاحدودی خونده های دیروزم رو خنثی کرد... تداوم آرامش و خوشبختیت رو از خدا میخوام عزیزم[قلب]

سحر

حالا که اون آپشن مذکور نیسته که وفاداری معنا پیدا میکنه و وقتی میبینی میخونی و میشونی از ادمهایی که عاشقانه همدیگر رو دوست دارند و با همه مشکلات باز هم به وفادارند وجودت غرق میشه در حس لذت و حس میکنی امیدی هست ...

مهتاب

واقعا چقدر خوب بود .... اگه اصلا خیانت نبود.... چه آرامشی بود.....

مهتاب

راستی حال مادرت چطوره؟ هر وقت ازشون پستی میزاری خیلی دلم فشرده میشه...[ناراحت] من یه همکلاسی دارم که تو همین 22 سالگی سرطان خون گرفته بود... خودش میگفت وقتی میرم برا شیمی درمانی‘ بقیه ی بیمارا که منو با این سن و سال میبینن درد خودشون یادشون میره.... البته خدا رو شکر این دوستم بعد از چندین جلسه ی متمادی شیمی درمانی الان حالش خوبه... ایشاالله که حال مادر تو هم زود زود خوب بشه

coral

آخیــــــــــــــــــــــــــــــش...یعنی نازنین دیگه داشتم شک میکردم یکی وبت رو یا خودت رو هک کرده... دختر یه نگاه به اسم قشنگ وبلاگت بنداز...قرار بود اینجا اول از همه از خوشی ها و خوبی هات بگی.خب معلومه هر آدمی مشکل داره،جامعه پر از لجن و کثافته و باور کن این همه پرداختن بهش اصلا خوب نیست. آدم باید از خوبی ها بنویسه که انرژی مثبتش وجودش رو پر کنه.شیرینی حسی که داشتی،تو تک تک سلول هات بره...میدونی همه اینجا هستیم که درد دل کنیم ولی نه که این غالب وبمون رو با موضوع های کثیف جامعه پر کنیم.به خدا حیف روح و روان پاکته که اینقدر به این مسائل بپردازی... الان چند وقت بود هر چی مینوشتی از خیانت بود.میدونم اینجا مال تو هست که هر چی دوس داری بنویسی ولی خودت هم میدونی قشنگی هات خیلی پر رنگ تر هستن که میتونی ازشون بنویسی و به خودت یه هاله مثبت هدیه کنی... عاشق خوندن این عاشقانه ها هستم.تو رو سر جدت بیشتر اینجوری بنویس.یه کوچول واسه دل ما هم شده،کانال رو عوض کن قربونت برم... یعنی این قلم به این خوبی،حیف نیست از خوبی های زندگیش نگه؟؟!! واله که حیفه... از خوندن این پست شما خر کیف شدیم و کلی انرژی کسب کردیم... مرسی[

سحر

تلفنش خونه س . فردا بهت میدم .

ثمینه

نازنین جان من همیشه به این فکر میکنم که یک همسر خوب تو روزهای سخت زندگی بهترین هدیه و دلگرمی از جانب خداست پس باید قدردان وشکر گذار بود.

بانوی مهر

الهی که همیشه دل تو و دل تمام زن های سرزمینم سرشار از شادی و عشق باشه ... عزیزم...

خانومی

سلام کاش مردها مردانه تر رفتار میکردند .