حرّ یعنی آزاد... + لینک

قتال در گرفته بود ... حسین محاسن پاکش را در کف گرفت و روی در کوفیان فریاد بر آورد که:

- آیا فریادرسی نیست که از برای خدا به فریادمان رسد ؟
آیا کسی نیست که از خاندان رسول خدا پاسداری کند ؟

این هنگام , حرّ بن یزید ریاحی , عمر بن سعد را خطاب کرد و گفت :

- آیا تو به راستی با این مرد قتال خواهی کرد ؟
گفت :
- آری . قتالی که کمترینش آن باشد که سرها به پرواز در آیند و دستها بر زمین ریزند .

حرّ با تنی لرزان و دلی حیران , گوشه ای گرفت و در خود شد . یکی از یارانش گفت :

- ای حرّ , تو مگر نه شجاع کوفه ای ؟ این چه حالت است که در تو می بینم ؟

حرّ برخاست :

- به خدا که خود را بر سر دو راهه بهشت و جهنم می بینم . پس به خدا که چیزی را بر بهشت خداوند بر نمی گزینم , اگرچه پاره پاره ام کنند و بر آتشم بسوزانند .

پس بر مرکب نشست و به جانب حسین شتافت ...


خواندن اینجا را از دست ندهید .

/ 16 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

من رو دعا کن نازی جون . خیلی زیاد .

باران بانو

سلام خوشحالم با وبلاگتون اشنا شدم به روزم و منتظر حضورتون.

خاموش

سلام.امیدوارم خود امام حسین امشب از خدا بخواد که ما جزو حسینیها باشیم یا بشیم. دلم تنگ شده بود اومدم یه سر بهتون بزنم.آزمون نزدیک شده وخیلی استرس دارم برام دعا کنید خداحافظ...........

خاموش

سلام فکر میکنم شما اشتباه متوجه شدید.من میدونم هر کس خودش مسئول زندگیشه .ولی به دعا هم اعتقاد دارم من از شما میخوام دعا کنید کنکور قبول بشم.با اینکه میدونم من نتیجه تلاشمو میبینم.اگه تلاشی نکنم هر چقدرهم که شما دعا کنید من موفق نمیشم...من هم تلاشمو میکنم هم از شما میخوام با قلب مهربونتون برام دعا کنید. درمورد امام حسین هم همینطور من تلاش میکنم به یقین برسم.به ایمان.به خدا من تلاش میکنم جزو کسانی باشم که قلبشون برای خدا خالص شده...من خیلی نقص دارم...من مدام حرفای متناقض میشنوم...من مومن واقعی نیستم...من هنوز خیلی چیزا رو نمیفهمم...همه میگن کاش ما کربلا بودیم که امام تنها نمیموند اما من نمیتون قطعا بگم انقدرمومن وآزاده ام که حسین علیه السلام رو تا لحظه آخر همراهی کنم....امام حسین علیه السلام به ایمان رسیده بود ایمان خالص فقط خدا رو میدید من ازاین مرد پاک میخوام برام دعا کنه.دعا کنه خدا رو بفهمم...آزادگی رو بفهمم... من تلاش میکنم به خدا برسم واز امامم میخوام برام دعا کنه... دیگه جدی جدی خداحافظ تا بعد کنکور

coral

[متفکر][متفکر][متفکر] لینکی که داده بودی خیلی جالب بود.مرسی[تایید]

باران

عجب مطلب دردناکی بود قصه ی اون دختر بچه[ناراحت] نازنین جون امروز در کنار هیئت های عزاداری و رو به حرم امام رضا خیلی به یادت بودم و برای مادرت دعا کردم اگر لایق باشم...

یلدا

نازنین عزیزم تموم امروز مادر تو دعاهام بود

نیکا

چقدر نوشته ی خودت و لینکی رو که گداشتی دوست داشتم...اشکم در مشکم نیستا اما با خوندن اون لینک بغض کردم ...کاش.........[ناراحت]

باران

قربونت برم من عزیییییییزم[ماچ]