می نویسم تا فراموش نکنم ...


خوشبختی یعنی ......

خوشبختی یعنی شب جمعه ساعت 9 شب نزدیک فلان رستوران معروف ، یادت بیفتد که مادرت سوپهای اینجا را خیلی دوست دارد .... بعد ببینی هیچ ظرف فلزی یا شیشه ای در ماشین نداری ... و مادرت هم سوپ داغ را در ظرف پلاستیکی نمی خورد .... بعد همسرت که اینروزها به لطف شوهر خواهرت با خانواده ات قطع رابطه است و در واقع پدر تو راهش نمی دهد به منزلش ، با سرعت برود شهروند بیهقی ... یک ظرف پیرکس از اینها که دربش کیپ می شود بخرد ، با سرعت برگردید رستوران ، 4 پرس سوپ بگیرد برای مادرت ....

اما دیگر دیروقت شده و قرار می شود روز جمعه قبل از ظهر برای مادرت ببری آن سوپ را ... صبح روز جمعه خانه به هم ریخته‌ات را بدون فراهم کردن ناهار ول کنی و تک و تنها بروی خانه پدرت ... در حالی که درد کلیه امانت را بریده ولی برای غصه نخوردن مادرت چیزی به روی خودت نیاوری و تمام خانه را جاروبرقی بکشی و گردگیری ... ناهار هم برای پدر و برادر خوش غیرتت باقلا پلو با ماهیچه بپزی و ساعت 3 بعدازظهر خسته و نالان برگردی خانه خودت ..... در حالی که نفست از زور درد دیگر در نمی آید .... و در راه با خودت هی فکر کنی که برای ناهار خودمان چه کار کنم ...

زنگ را که بزنی همسرت با روی گشاده در را باز کند ... ببینی تمام خانه را جاروبرقی کشیده ... گردگیری کرده .... شلنگ گرفته و آشپزخانه را به سلیقه تو شسته ... ظرفها را در ماشین ظرفشوئی چیده و زنگ هم زده به رستوران و غذای مورد علاقه ات را سفارش داده .... ناهار پسرک را داده و خودش میز را چیده و منتظر تو نشسته .....

آن وقت است که تمام خستگی و درد و بغض در گلو مانده ات را در آغوشش رها می کنی ... چشمهایت را می بندی و با تمام وجود می بوسی و می بوئی اش ... مطمئنی این فضای نیم متری میان بازوانش ، تنها جائی است که دردهایت را به جان می خرد ....

خوشبختی یعنی همین .


پ.ن- نگران درد کلیه ام نباشید . من کلیه سنگ ساز دارم و 6 ماه از تاریخ آخرین دفع سنگم می گذرد .... این فعلا پیش درد است . هنوز یک هفته 10 روزی مانده تا به گاز زدن لبه های فرش برسم ....

عذرخواهی نوشت - ببخشید که کامنتهای دیروز و امروز رو بدون جواب تایید کردم ... البته به جز آنهایی که سوالی پرسیده بودند . درد واقعا امانم را بریده است ....

/ 62 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشین

نازنین جان خیلی لذت داره وقتی توسط همسران این چنین سورپرایز میشیم. چقدر حس خوشایندی است که اینچنین درک میشیم. امیدوارم این عشق تا ابد پایدار بمونه...[قلب]

ته مانده حرف های دلم (فاطیما)

سلام انشالله که برطرف شده باشه دستگاه تصفیه آب بگیرید و از این به بعد آب تصفیه شده مصرف کنید بابای منم تا چند سال پیش همیشه مشکل کلیه داشت ولی شکر خدا از وقتی دستگاهو گرفتیم دیگه مشکلی نداره

گلابتون بانو

راستی نازنین جون یه سوال یعنی فضولی! اگه دوست داشتی جواب بده. چرا پدرت همسرت رو به خونه شون راه نمی ده؟! همسرت که سر جریان چک تقصیری نداشت. شوهر خواهرت بلوا به پا کرد! شوهر خواهرت رو هم راه نمی ده؟![متفکر]

تیرداد

وای که این مردها گاه از سر سوزن رد میشن و گاهی از در دروازه هم تو نمیرن!!!!!!داغش و نبینی مادر و همیشه خوش باشین.

فاطیما

امیدوارم همیشه و هر روز خوشبختی رو حس کنی عزیزم [گل]

ماریا

امیدوارم تا هستی هست خدا همسرت رو برای تو و تو رو برای اون نگه داره. کلیه ات هم امیدوارم زودتر خوب بشه [گل]

مسافر

انقدر این پستتون حسهای قشنگ داره که آدم دلش می خواد هی بخوندش ، هی بخونه و اصلا تموم نشه . چقدر خوبه که خوبی ها و زیباییها رو این طور ماندگار می کنین. چقدر مهربونید ...... امیدوارم تا الان دیگه اون سنگها هم رفته باشند ولی فکر کنم برای اونا هم سخته که از مهربونی مثل شما جدا بشن.

elias

سلام.خیلی متن قشنگی بود به جز آخرش.برای شما آرزوی سلامتی دارم. یه کتاب خوب هست که خودم برای بیماریها ازش استفاده میکنم. کتاب عسل درمانی از آقای خدادادی.امیدوارم مشکلتون رفع بشه و در کنارهمسرتان خوشبخت بمانید. دمکرده ی دارچین،زنجبیل،پونه ی کوهی و آویشن هم خیلی برای تسکین این درد خوبه. آقای خدادادی هم اگه تهران هستین میتونین از نزدیک برین و واسه مشکلتون بپرسین تا راهنمایی کنن.

فرهاد

1- خوب و خواندنی می نویسی 2- فکر می کردم فقط خودم شوهر نمونه ای هستم! ولی مثل اینکه نه، بازم پیدا میشه! 3- قطره سنکل استفاده می کنی؟ سنگ کلیه منو پودر کرد به واقع! طوری که نفهمیدم کی دفع شد. این شماره 3 دلیل کامنت نویسیم بود. احساس همدردی شدید!

خورشید

آن وقت است که تمام خستگی و درد و بغض در گلو مانده ات را در آغوشش رها می کنی ... چشمهایت را می بندی و با تمام وجود می بوسی و می بوئی اش ... مطمئنی این فضای نیم متری میان بازوانش ، تنها جائی است که دردهایت را به جان می خرد .... خدایا .....نازنین جان ... درگیرت شدم دختر[لبخند][قلب] کاملاً حست می کنم...خدا نگهت داره همه ی عزیزانتو واست..که بززززرگترین سرمایه ن