بنی‌آدم اعضای یک پیکرند ؟؟؟


نمی‌دانم تا به حال گذارتان به بیمارستان هاشمی نژاد میدان ونک افتاده یا نه . اصلا کلیه درد گرفته‌اید ؟ اگر خدای ناکرده مثل من کلیه سنگ‌ساز داشتید هر چند وقت یک‌بار که افسار سنگ کلیه‌تان وسط 3-2 روز تعطیلی در می‌رفت و شروع به یورتمه‌سواری می‌کرد و شما را از درد به حال مرگ می‌انداخت ، مجبور می‌شدید به آنجا پناه ببرید . اینجا تنها جایی است که برای درد سنگ کلیه به بیمار مرفین تزریق می‌کنند . که تنها دارویی است که چند ساعتی اثر دارد . سرسری برایت متوکاربامول و شیاف دیکلوفناک تجویز نمی‌کنند . صاف می‌روند سر اصل مطلب .

همیشه با یک درد رفته‌ام و با صد درد برگشته‌ام ..... کافی است پای پیاده از سر خیابان هاشمی نژاد راه بیفتید بروید بیمارستان یا برگردید ..... تمام دیوارها پر است از آگهی فروش کلیه ..... دیدنشان هم اشک آدم را در می‌آورد ... چه برسد به خواندنشان ....

آخرین بار زن و شوهر جوانی را دیدم که هر دو برای فروش کلیه‌شان آگهی کرده بودند . 2 ورقه A4 کنار هم . یکی مرد 26 ساله با گروه خونی آ و یک خانم 22 ساله با گروه خونی ب . شماره تلفنی که به طور یکسان پای هر دو آگهی بود تقریبا مطمئنم کرد که زن و شوهر جوانی هستند که برای فرار از مشکلات مالی دست به این کار زده‌اند و احتمالا این آخرین راه حلشان بوده است .....

من این کار را تقبیح نمی‌کنم . به وضوح و روشنی درک می‌کنم که گاهی آدمها آنقدر بی چاره می‌شوند که هیچ راهی جلوی پایشان نیست غیر از فروش عضوی از بدن . این حراج کردن تن را هم با فا/حشه/گی مساوی نمی‌دانم . نیایید برای من موعظه کنید که این حراج تن است و آن نیز هم . این دو زمین تا آسمان فرق می‌کنند ... این حراج تن است برای حفظ آبرو و آن حراج تن است و حراج آبرو و شرف و انسانیت و غرور ...

خریدن کلیه هم کار غلطی نیست . اگر عزیز بیماری داشته باشیم و تمکن مالی برای اینکه بتوانیم دردش را درمان کنیم ، نمی‌کنیم ؟ پیوند کلیه هم راه درمانی است که برای آدمهایی که کلیه‌شان را از دست داده‌اند ابداع شده است . برای کسی که عزیزش جلوی چشمش درد می‌کشد و ذره‌ذره آب می‌شود فرقی نمی‌کند که یک آمپول بیست میلیونی بخرد یا یک کلیه ...

طرف دیگر قضیه هم جوانی است که حاضر است با همین مبلغ یا کمتر و یا بیشتر ، کلیه‌اش را بدهد و پول را بگیرد و بزند به زخم زندگی‌اش ... خریدار راضی و فروشنده راضی و خدا هم احتمالا راضی و این وسط ما می‌مانیم و کلاه بالاتری که به سر می‌گذاریم و مسئولانی که می‌بینند و دم بر نمی‌اورند ...

چند روز پیش لینک این خانم را قرار دادم . بعد دوستان دیگری هم اطلاع رسانی کردند و طبق معمول یک شور حسینی به پا شد و فراخوان کمک و درخواست شماره حساب از خانم احمدی و غیره ... همه اینها را در این چند روز رصد کردم . یک دوست گرامی هم اطلاع رسانی کردند و حتی مبلغ مورد نیاز را اعلام کردند و بعد دیگر هیچ .... کار مفیدی از این طریق هم انجام نگرفت . 

این را می‌دانید که ناامید کردن یک‌ آدم بعد از اینکه امیدوارش کرده‌اید بدترین و ناجوانمردانه‌ترین کاری است که می‌توانید در حقش بکنید ؟

خانم احمدی درخواست جمع‌آوری اعانه نداده بود که دوستان مصرانه شماره حساب ازش می‌خواهند . مشکل مالی تقریبا بزرگی دارد و آخرین راهی که به ذهنش رسیده فروش کلیه‌اش است . اگر کسی را با این مشخصات می‌شناسید که به کلیه احتیاج داشته باشد یا کسی که حاضر باشد مبلغ نسبتا زیادی را با شرایط این خانم وام بدهد معرفی‌اش کنید و اگر نمی‌شناسید لطف کنید بیهوده امیدوارش نکنید که این گناه بزرگی است .

آن راه حل اعلام شماره حساب و راههای رویایی جمع‌ آوری نفری 5 هزار تومان و 100 هزار تومان را هم بگذارید برای وقتی که این امیدش هم ناامید شد .... همه‌مان خوب می‌دانیم که این راه‌حل‌ها گزافه‌گوئی بیش نیست ....

پس‌نوشت : مارگزیده بسیار عزیز ! من که از اول گفتم بیا همین پرشین پهلوی خودمان ! دیگر جهنم و ضرر برو بلاگ‌اسکای ! حالا به حرفم رسیدی مادر ؟! دوستان محترم و آلاخون والاخون ! مارگزیده به بلاگ‌اسکای نقل مکان کرده که لینکش را در بلاگ رول همین بغل مشاهده می‌فرمائید ! بروید پیشش که دلش برایتان تنگولیده است !

/ 41 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mana

kash yad begirim ye kam az jaygahe aghle kol paiin biaim,, ya hade aghal lahnemun ro az lahne danaye kol taghiir bedim be pishnahad,,, in post mitunest be surate commenti baraye un khanum bashe,, moteasefane be nazaram shomaiid ke in bar gereftare jav shodid,,, zemnan har chi fekr mikonam nemifahmam elam kardane zane dovvom inja che monasebati dasht,, age mikhastin baghie befahman un khanum kie khob linkeshuno mizashtin,,, chizi ke be zehne man mirese ine ke shoma tarsetun ro be un khanum fara fekani kardid,,, va kheili ham gheyre monsefane in kar ro anjam dadid,, ke be nazaram az shoma baeed bud,, albate ye chizi baram arzeshmand hast,, va un inke cheghadr shenakhti ke inja az adama peyda mikonam sathi va be dur az vagheiiate

مریم

"بانوی دوم درگاه همایونی یک آقا" اصلا از شما انتظار چنین اظهار نظری در مورد زندگی شخصی دیگران رو نداشتم! یک کم منصف باشید. هر کس از نقطه نظر خودش میخواد کمک کنه و این ربطی به زن اول بودن و دوم بودن نداره!!

نازنین

دوستان گرامی علت بستن نظرات این پست این بود که می خواستم تمام نظرات را پاسخ بدهم و بعد همه را تایید کنم . همین ....

خانومی

سلام نازنین جان دوپست طولانی گذاشتم ارسال نشد حتما کلمات تایپ شده بیش از حد مجاز بوده اکنون در چن پست همه مطالبی راکه دوست دارم ببینید مینویسم.

خانومی

نازین جان دوست تازه وبلاگی عزیزم نوشته هایتان را خیلی دوست دارم خواهشا نروید درمورد این نوشته اخیر من مورد بدی ندیدم شما نظزتان طا گفتید من هم از پدیده دو همسرسی بیزارم یک مرد خودخواه که دوزن برای تصاحبش با هم بجنگنند بسیا توهین آمیز است.

خانومی

نازنین جان درمور خانم احمدی من وب ایشان را کامل خوانده ام ومطلب دروغی ندیده ام وایشون تکه ای از بدن خویش یعنی کلیه شان را میفروشند نه شرافتشان را نمیدانم چرا برای بعضی ها این موضوع قابل هضم نیست

خانومی

لطفا دکتر رفتن را فراموش نکنید مدام به شما یاد آوری میکنم از طریق ایمیل.وآرشیوتان را میخوانم ونظراتم را در هرپست مربوط به خودش میگذارم

خانومی

شما برای مطلبی که درباره آن خانم گفته اید عذرخواهی کرده اید پس دیگر چرا نمی خواهید بنویسید عزیزم،من یکی از پدیده دوهمسری بیزارم اما شما که ایشان وعملشان را که نکوهش نکرده اید

خانومی

امیدوارم این آشفتگی وغم شما التیام یابد ومجددا بتوانید بنویسید

بهار

وب زن متاهل هم که قیلتر شد.[ناراحت]