شبی پر از ستاره

من از همین تریبون به شما قول می‌دهم از فردا حال و احوالم رو به بهبودی برود ! شاید دوستان جدید ندانند ، اما دوستان قدیمی من می‌دانند که من یک آفتاب‌پرست به تمام معنا هستم و آذرماه بدترین و سخت‌ترین ماه سال برای من است ! کوتاهی روزها و ابری بودن هوا مرا تا حد مرگ عصبی و افسرده می‌کند و واقعا نمی‌دانم در شبهای طولانی‌اش باید چه کار کنم ! فی‌الواقع روزهای آذر را فقط می‌گذرانم . غروب که می‌شود ترجیح می‌دهم اصلا به ساعت نگاه نکنم و به یاد نیاورم که 6 ماه پیش ساعت 5 بعدازظهر هنوز نمی‌شد از خانه بیرون رفت ...

روز اول دی برایم بهترین و شیرین‌ترین روز سال است . روزی که به خورشید سلامی دوباره خواهم کرد و به سمت گرما و روشنایی پیش می‌روم ... و طبیعی است که جشن یلدا را بسیار دوست می‌دارم . جشن پیروزی نور بر تاریکی و سرما ...

اما امسال جشنی به آن معنای مرسوم نخواهیم داشت . و دلیلش را می‌دانید .... یکی دو ساعتی را در جوار دوستان کلاس خانم اردیبهشتی خواهم گذراند و برای شبمان هم برنامه کوچکی به اتفاق پدر و برادرم ترتیب داده‌ایم .... امیدوارم برای روحیه همه‌مان خوب باشد .

 


شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر  ....   زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق  ....   رخ معشوقه و مدهوشی دلداده عشق

شب یلدایتان پرستاره و پر خاطره باد

 

پ.ن - دوست عزیزم الهه خاموشی برای این شب فکرهای مهربانانه ای در سرش دارد ... اگر دوست دارید امشب لبخندی به لب بسته ای بنشانید اینجا را بخوانید .

/ 56 نظر / 84 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زری

نازنین جان یلدای توهم مبارک البته با تاخیر دسترسی به نت نداشتم روح بلند مادرت قرین رحمت باشه عزیزم

Mojgan

من هم عاشق افتابم از شانس بدم که افتادم جایی که افتاب کم دارد این است که وقتی تابستان به ایران می ایم می روم زیر افتاب همه هم به من می خندند امیدوارم که با نزدیک شدن به بهار روزهای خوبی در انتظارت باشه گلم می بوسمت

نورا

نازنین عزیز چند وقتی هست که میخونمت. امروز تصادفی رفتم و خاطره فوت مادر نازنینت رو خوندم. نمیخوام ناراحتت کنم یا دوباره داغ دلت رو تازه کنم گل من. اما لحظه لحظه باهات همدردی کردم و کلی اشک ریختم. از خدا برات صبر میخوام خانوم خانوما. یه مطلبی هم راجع به "به خوشبختی رسیدنت بعد از 7 سال زندگی مشترک" نوشته بودی که بینهایت برات خوشحال شدم. راستش یه جورایی برام الهام بخش بود نوشته هات. خواستم ازت تشکر کنم و بگم همچنان میام و میخونمت و برات یه زندگی سراسر شادی و خوشبختی آرزو میکنم و برای مادر مهربونت آمرزش و آرامش از خدا طلب میکنم.

نوا

آمدم ازتون تشکرکنم تو مطلب ترشی هاتون درباره استفاده ازشکرنوشته بودین من وقتی درترشیم رابازکردم تندی سرکه خیلی اذیت میکردازتجربه شمااستفاده کردم وبهش شکراضافه کردم وواقعا جواب داد ونتیجه خوب شده.ممنون که تجربه تون را باصداقت مکتوب کردین.

خانم اردیبهشتی

سلام نازنین جان یک پست نوشتم و تقدیم کردم به شما. دوست دارم بخونی...

سهيلا

سلام عزيزكم اميدوارم هر روز بهتر از ديرور باشي .(البت نه مثل صا ايران )