نمایشگاه کتاب

 

مهمترین دلیل من برای بازدید از نمایشگاه کتاب امسال خرید این کتاب است . اولین اثر چاپ شده دوستی بسیار عزیز ..... اگر اهل کتاب خواندن هستید پیشنهادم را جدی بگیرید .

آدرس غرفه در نمایشگاه کتاب :

شبستان - راهروی 19 - شماره 583 - غرفه 9 - انتشارات پرسمان / شالان

و نیز موجود در :

شهر کتاب گلدیس (فلکه دوم صادقیه) ، شهر کتاب پونک (مرکز خرید بوستان) و کتابفروشی دانش (سعادت آباد-بالاتر از میدان شهرداری)

 

پ.ن - مهرتان را سپاس .... تک تک کامنتهای سراسر محبتتان را خواندم و به گوش جان شنیدم ...... این روز و همه روز بر همه‌تان مبارک .......

پ.پ.ن - عازم سفرم ..... با دو دوست همدرد ..... می‌رویم شاید غم این چند روز را فراموش کنیم ..... ما را از دعای خیرتان بی‌نصیب نگذارید .

/ 47 نظر / 242 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهارک

نازنین جان! به نظر میاد که وقتی نظرات پست ها تاییدی هست تعداد نظرات به مراتب بیشتر از وقتیه که به اینترنت دسترسی نداری و نظرات غیرتاییدی هست. نکنه خودت برای خودت نظر میذاری؟ :-)))))))))))))

تارلا

[گل]

مزگان

[گل][گل][گل][گل][گل][ماچ]

الهام

ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپرایز شدن!(تقریبا 90%ش

نگار

من نرفتم نمایشگاه اما این دفعه برم گلدیس حتما میرم شهر کتاب راستی یه کامنت خصوصی هم هست

نورا

عزيزم مطالبي كه شرح ماجراي بيماري و درمان مادر نازنينت بود رو خوندم و بي نهايت متاثر شدم و هر لحظه تصور كردم كه چي بهت گذشته! خدا غرق رحمت كنه عزيزت رو و به تو و خانوادت هم صبر بي پايان :'( همچنان ميام و ميخونمت عزيزم مرسي از اطلاع رسانيت، من عيناً به همكارم منتقل كردم چون پدرش مثل مادرت درگير شرايط مشابهه. راستي وبلاگم فيلتر شد! آدرس جديدم رو نوشتم برات گلم هميشه شاد باشي خانومي :)[لبخند][لبخند]

خانمی

سلام نازنین جان عزیزم ببخشید هر کاری کردم نشد تو پستی که نوشتید کامنت بذارم خیلی متاثر شدم از این پست عزیزم شما ومادرتان وخانواده چه روزهای پراز اضطراب و دردآلودی را سپری کرده اید چه سخت بوده دیدن درد عزیزت و اینکه ندانی چگونه کمکش کنی عزیزم چه روزهایی را گذراندید خیلی تامل برانگیز بود وگاهانه این آدمها در دور وبرمان زیادن با بی مسئولیتشان و توجیه آن واقعا بی ارزشترین چیز را جان آدمی میدانند[عصبانی] خدا بهت صبر عزیزم مادرتان درد زیاد جسمی وروحی را متحمل شده وشما نیز برای شما وخانواده تان فقط صبر میخواهم شاید که این درد جانگاه کمی التیام یابد خیلی سخت گذشته تمام این سالها واین ماههای آخر واقعا یک دکتر چطور میتواند وقتی مسئول سلامتی و حفظ روند بهبودی کسی هست اینقدر سهل انگاری کند باورش سخت است پس قسم نامه چه میشود عزیزم مواظب خودت باش خدایا کمک کن باورهایمان اینقدر زود تغییر نکن کاری کن که اعتماد وباورمان فرو نریزد

ایده

درود بر نازنین خانوم ِ خانوم! یه چند روزیه که از طریق وبلاگ هانی شف عزززززززززیییز و کلی خانوم با وبلاگ شما آشنا شدم البته کلییییییی از پستاتونو خوندماا یعنی انگار یه ساله که خواننده ی وبلاگتونم! متنوهاتون و ذهنیتتون برام جالبه کلی چیز میز یاد میگیرم! با احترام دوست کوچک یک طرفه تان!؛ ایده

fAмø

سلام خانومی[لبخند] یه درخواستی داشتم میشه از گالری عکسم دیدن کنی و نظرتو راجبه عکساش بگی ممنون میشم[گل][چشمک]

Whoops, looks like something went wrong.