زندگی زیر پوست من

که زندگی از خوشبختی شکوهمندتر است ....

روزی به نام مادرم
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مادرم

امروز روز معلم بود . گفته بودم برایتان که مادرم 30 سال دبیر آموزش و پرورش بوده است . و چون می دانستم که در چنین روزی گل کمیاب می شود ، دیشب رفتم و یک سبد گل خریدم . به نیابت از طرف همه شاگردان بی‌معرفت مادرم و یادم آمد که خودم هم شاگرد بی‌معرفتی هستم ...

صبح اول وقت سبد را برداشتم و رفتم منزل مادرم . سر کم مو و دستهای چروکیده‌اش را بوسیدم و روزش را تبریک گفتم . لحظه‌ای برق شادی را در چشمانش دیدم ....

تمام گلهای دنیا تقدیم به تو مادرم ..... که 30 سال تمام معلم ما بودی و مادر تمام شاگردانت ..... افسوس که هیچیک قدر ندانستیم ....