زندگی زیر پوست من

که زندگی از خوشبختی شکوهمندتر است ....

برگشتیم خانه !
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سفرهایی که رفته‌ام

باقی سفرمان ترکید ! دیشب با هواپیما برگشتیم تهران . ماشینمان را هم در هتل بندرعباس سپرده ایم و قرار است با قطار برایمان بفرستند . قرار بود 2 روز بندرعباس بمانیم و بعد با کشتی برویم قشم . اما روز دوم مسموم شدیم .

ناهار میگو خوردیم و من و همسرم به شدت دچار مسمومیت غذائی شدیم . در رستوران و دکه هم نخوردیم ها ! در هتل 5 ستاره همای بندرعباس میگو میل کردیم و جفتمان ترکیدیم ! شبی که قرار بود فردایش برویم قشم تا صبح گلاب به روتون بودیم ! صبحش دیگر حال مرگ داشتیم . رفتیم بیمارستان و چند ساعتی زیر سرم بودیم . بیمارستانهای تهران در روزهای عید بی صاحبند وای به حال بندرعباس ... باورتان می شود پزشکش اصلا ما را ندید ؟ رفتیم روی تخت خوابیدیم و یک پرستار آمد فشارمان را گرفت و دکتر بر همان اساس برایمان دارو نوشت !

کمی بهتر شدیم و تصمیم گرفتیم بی خیال قشم بشویم . پول هتل را هم کامل پرداخت کرده بودیم که البته فدای سرم شد ! ماندیم بندرعباس و شب رفتیم فرودگاه در لیست انتظار نشستیم تا بلیط بگیریم . آن هم در حالی که جفتمان هنوز گلاب به روتون بودیم و اگه حالمان را می دیدند اجازه پرواز بهمان نمی دادند .

به طرز معجزه آسائی 3 بلیط فرست کلاس گیرمان آمد و با یک پرواز بسیار راحت رسیدیم تهران . تکلیف ماشین هم هنوز معلوم نیست . آشنائی که قرار بوده ماشین را از هتل تحویل بگیرد و ببرد راه آهن تحویل دهد فعلا گم و گور شده . تا ببینیم چه می شود .

حال همسرم از من خیلی بدتر بود . می خواستم همان دیشب ببرمش بیمارستان که خودش مخالفت کرد . آمدیم خانه و چند قرص معده و ضد تهوع به خوردش دادم و امروز صبح خدا رو شکر زنده شده بود ! همین یک ساعت پیش از طرف ایشان به مقام شامخ پزشکی نائل شدم ! فرمودند تو خودت دکتری به خدا ! بیمارستان می خوام چیکار ؟!!!

خودم هم با همان مانتوی سفید نازکی که بندرعباس پوشیده بودم سوار هواپیما شدم و موقع پیاده شدن سرمائی خوردم اساسی ! حواسم بود که کاپشن پسرک و همسرجان را بردارم ولی اصلا یادم رفت لباس گرمی برای خودم بردارم . فعلا هم مشغول خوددرمانی می باشم !

خلاصه این هم از شانس ما ... هیچ سوغاتی نخریدم . نه در اصفهان و نه در شیراز . فقط از فروشگاه هتل همای بندرعباس چند تکه لباس برای خودم خریدم . همه سوغاتی ها را قرار بود در راه برگشت بخریم که این وضع پیش آمد .

یک عکس از خلیج فارس برایتان گرفتم که در ادامه مطلب گذاشتم .


_____________________________________________________________________

ساحل اختصاصی هتل . آبهای خلیج فارس در اینجا بر خلاف کیش اصلا رنگ آبی بکری نداشت . آب در اطراف بندرعباس بسیار آلوده است و بوی خیلی بدی دارد . پرس و جو که کردیم فهمیدیم فاضلاب شهر مستقیما وارد دریا می شود و تصفیه ای در کار نیست . این هم از تلاش ما برای حفظ خلیج همیشگی فارس !

درهای تراس را بسته بودند و ناچار شدم از پشت شیشه عکس بگیرم . کم حجمش هم که کردم از کیفیتش بیشتر کاسته شد . به بزرگی خودتان ببخشید .