زندگی زیر پوست من

که زندگی از خوشبختی شکوهمندتر است ....

سیمین جان ....
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

می‏دانی چطوری است سیمین جان ؟ از کاغذهایت - گرچه چیزی نمی‏نویسی - پیداست که تو هم حال مرا داری ، ولی این هم هست که برای غصّه‏های تو مفرّی و یا مفرهایی هم هست که جلب توجّهت را می‏کند و نمی‏گذارد زیادناراحت باشی . و اینقدر دیدنی هست که خیلی چیزها را از یادت می‏برد . از کاغذهایت پیداست. خودت نوشته بودی‏که حالت ((بهتر از آن است که متوقع بودی.)) بدان که بهتر هم خواهد شد.

اگر به مناسبتی، دو سطر یاد هندوستان بی‏بو و بی خاصیت من می‏افتی، دو سطر بعد مشاهدات جالب خودت را می‏نویسی . و همین انصراف خاطر اجباری ‏خودش بزرگترین کمک‏ها را به تو می‏تواند بکند... هیچ می‏دانی که یک همچه سفری تو را چقدر کامل خواهد کرد؟ من بدبخت که اینجا بالاخره ماندنی شدم ولی اصلاً تو بگذار چشمهایت از دنیا پر بشود . آدم هرچه بیشتر ببیند و بیشتربشنود و بیشتر تجربه کند، بیشتر عمر کرده است.
 

نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد
(کتاب اول نامه های دانشور به آل احمد در سفر آمریکای دانشور (1332 - 1331))

سیمین دانشور 42 سال بیشتر از جلال عمر کرد ... 42 سال بیشتر دید و بیشتر شنید و بیشتر تجربه کرد .... و امشب این هجران به پایان رسید ... پیوند جاودانی دوباره‌تان مبارک ...